Market Sentiment
احساسات بازار، نگرش جمعی سرمایهگذاران نسبت به یک بازار خاص یا کلاس دارایی را توصیف میکند. این احساسات نشان میدهد که شرکتکنندگان در مورد حرکات قیمتی آینده، عموماً خوشبین، بدبین یا خنثی هستند. احساسات یک دادهی سخت نیست، بلکه یک سنجش حالت است که میتواند بر تصمیمات خرید و فروش تأثیر بگذارد.
نحوهی کارکرد
سرمایهگذاران احساسات خود را از ترکیبی از اخبار، دادههای اقتصادی، روندهای قیمتی و سرنخهای اجتماعی شکل میدهند. نظرسنجیها، شاخصهای نوسان و نسبت Call/Put، ابزارهای متداولی برای کمی کردن این حالت هستند. هنگامی که خوشبینی افزایش مییابد، فشار خرید تمایل به بالا بردن قیمتها دارد؛ وقتی ترس گسترش مییابد، فشار فروش میتواند قیمتها را پایین بکشد.
شاخصهای کلیدی عبارتند از:
- شاخص ترس و طمع، که هفت عامل بازاری را در یک امتیاز 0 تا 100 ترکیب میکند.
- نظرسنجی احساسات AAII، که درصد افراد خوشبین، بدبین و خنثی را نشان میدهد.
- شاخص VIX، که اغلب به عنوان «سنج شمار ترس» شناخته میشود و نوسان انتظاری در S&P 500 را اندازهگیری میکند.
- نسبت Call/Put، که حجم خیارهای Call را با خیارهای Put مقایسه میکند تا میزان ترس یا اطمینان را ارزیابی کند.
این شاخصها به طور مکرر بهروزرسانی میشوند و میتوان آنها را همراه با نمودارهای قیمت ترسیم کرد تا اختلافنماها شناسایی شوند. به عنوان مثال، بازاری که در حال افزایش است و همراه با کاهش شاخص ترس و طمع است، میتواند ضعف در پشتوانه را نشان دهد، حتی اگر قیمتها بالاتر باشند.
استفاده از احساسات در معاملات
معاملهگران اغلب مقادیر افراطی را به عنوان سیگنالهای مخالف بررسی میکنند. شاخص ترس و طمع زیر 20، بیانگر ترس مفرط است که میتواند پیش از یک پایینآمدن باشد. از سوی دیگر، مقداری بالای 80، بیانگر طمع افراطی است که اغلب هشدار احتمالی یک بازگشت قیمت میدهد. ترکیب این سیگنالها با تحلیل روند، به فیلتر کردن سیگنالهای کاذب کمک میکند.
اهمیت آن
درک احساسات به معاملهگران کمک میکند تا حرکات کوتاهمدت را که ممکن است توسط اساسیات به تنهایی توجیه نشوند، پیشبینی کنند. به عنوان مثال، در شوک مارس 2020 COVID-19، ترس شدید VIX را به بالای 80 رساند، اما بازارها به شدت پس از آنکه احساسات به خوشبینی ملایمی تغییر کرد، بهبود یافت. شناسایی چنین افراطیها میتواند نشاندهندهی معکوسها یا الگوهای تداوم باشد.
با ترکیب تحلیل احساسات با تحلیل اساسی و فنی، سرمایهگذاران میتوانند بهتر زمان ورود را تعیین کنند، ریسک را مدیریت نمایند و از اشتباهات رفتاری جمعی جلوگیری کنند. بنابراین، احساسات به عنوان لایهای مکمل عمل میکند که تصمیمگیری را در هر دو بازار پرنوسان و پایدار، غنیتر میسازد.