SP
S&P 500 6,337.5 ▼ -0.28%
€$
EUR / USD 1.1452 ▼ -0.39%
NQ
NAS 100 22,918 ▼ -0.65%
Bitcoin 66,612 ▲ +1.00%
Au
XAU / USD 2,318.4 ▲ +0.53%
£$
GBP / USD 1.3175 ▼ -0.06%
Ξ
Ethereum 2,042.5 ▲ +2.94%
DJ
US 30 42,518 ▼ -0.21%
SP
S&P 500 6,337.5 ▼ -0.28%
€$
EUR / USD 1.1452 ▼ -0.39%
NQ
NAS 100 22,918 ▼ -0.65%
Bitcoin 66,612 ▲ +1.00%
Au
XAU / USD 2,318.4 ▲ +0.53%
£$
GBP / USD 1.3175 ▼ -0.06%
Ξ
Ethereum 2,042.5 ▲ +2.94%
DJ
US 30 42,518 ▼ -0.21%
← بازگشت به دانشنامه
مدیریت ریسک متوسط دقیقه مطالعه 1

Counterparty Risk

ریسک طرف مقابل
تعریف
ریسک اینکه طرف مقابل در معامله نکول کند.

ریسک طرف مقابل امکان بروز خسارت به طرف معامله‌گر ناشی از عدم عمل به تعهدات قراردادی طرف مقابل در یک معامله مالی است. این نوع ریسک بخشی جدایی‌ناپذیر از ریسک اعتباری محسوب می‌شود و هنگامی که دو نهاد وارد معاملاتی مانند وام، مشتقات مالی، توافق‌نامه‌های بازخرید یا معاملات اوراق بهادار می‌شوند، به وجود می‌آید.

نحوه عملکرد

زمانی که یک معامله انجام می‌شود، هر طرف فرض می‌کند که طرف مقابل شرایط توافق‌شده را در زمان تسویه یا سررسید به موقع اجرا خواهد کرد. در صورت ورشکستگی طرف مقابل - به دلیل ناتوانی مالی، کمبود سیولت یا شکست عملیاتی - ممکن است طرف غیرمتخلف مبلغ مورد انتظار، ضمانت یا تحویل دارایی را دریافت نکند. میزان خسارت به میزان قرض متعادل در هنگام عدم عملکرد بستگی دارد که شامل ارزش بازار فعلی موقعیت و هرگونه تغییر احتمالی آتی است که کاهش یافته توسط هر گونه ضمانتی که در اختیار قرار دارد.

مکانیسم‌های کلیدی که بر ریسک طرف مقابل تأثیر می‌گذارند عبارتند از:

  • کیفیت اعتباری طرف مقابل که اغلب از طریق رده‌بندی‌ها یا مدل‌های امتیازدهی داخلی ارزیابی می‌شود.
  • توافق‌نامه‌های خالص‌سازی که امکان خالص‌سازی تعهدات متقابل را برای کاهش قرض خالص فراهم می‌کند.
  • مدیریت ضمانت که در آن سود یا ودیعه‌های امنیتی پست و بازار‌یابی می‌شوند.
  • تصفیه مرکزی که در آن یک بورس مشتری بین طرفین قرار می‌گیرد و ریسک را متقارن می‌کند.

چرایی اهمیت

ریسک طرف مقابل به طور مستقیم بر سودآوری و پایداری نهادهای مالی تأثیر می‌گذارد. یک ورشکستگی ناگهانی می‌تواند منجر به خساراتی شود که از خسارات اعتباری انتظار رفته بیشتر باشد، سرمایه را آسیب‌پذیر کند و به شکل عفونی بر سایر شرکت‌های بازار اثر بگذارد. به عنوان مثال، در بحران مالی 2008، فروپاشی برادران لیمان بسیاری از بانک‌ها را در معاملات مشتقات خارج از بورس در معرض ریسک طرف مقابل قرار داد که منجر به کاهش‌های عظیم و تنگنای سیولتی شد.

مدیریت این ریسک برای معاملات مدروس، پایبندی به مقررات (مانند چهارچوب ریسک اعتباری طرف مقابل Basel III) و حفظ اعتماد در سیستم مالی ضروری است. کاهش مؤثر - از طریق تجزیه‌وتحلیل اعتباری دقیق، ضمانت‌گذاری، خالص‌سازی و استفاده از تصفیه مرکزی - به شرکت‌ها کمک می‌کند تا در حین محدود کردن خسارات احتمالی از عدم عملکرد طرف مقابل، فرصت‌های بازار را دنبال کنند.