Taper
تیپر به کاهش تدریجی برنامه خرید داراییهای یک بانک مرکزی اشاره دارد که معمولاً با خاتمه اقدامات انبساط کمی (QE) همراه است. زمانی که یک بانک مرکزی برای تزریق مایعات به اقتصاد داشت اوراق قرضه دولتی یا سایر اوراق بهادار میخرید، تیپر نشاندهنده گرایش به سیاست پولی کمتر تسهیلکننده با کاهش سرعت این خریدها است. این اقدام معمولاً با اعلام قبلی همراه است تا بازارها فرصت تنظیم داشته باشند و از شوکهای ناگهانی به شرایط مالی جلوگیری شود.
نحوه کارکرد
در طول تیپر، بانک مرکزی یک برنامه زمانبندی منتشر میکند که نشان میدهد چقدر خرید ماهانهاش را در طول یک دوره مشخص کاهش میدهد. به عنوان مثال، اگر بانک ماهانه 120 میلیارد دلار دارایی میخرید، ممکن است اعلام کند که هر ماه 10 میلیارد دلار از این خرید کاهش داده تا خرید به صفر یا یک هدف جدید پایینتر برسد. این فرآیند وابسته به دادههاست: مسئولان نرخبندی برای تصمیمگیری درباره تسریع، توقف یا معکوس کردن تیپر، شاخصهای تورم، اشتغال و رشد را پایش میکنند. هر چه خریدها آهستهتر شود، ترازنامه بانک مرکزی آهستهتر رشد میکند که میتواند فشار به سوی افزایش نرخهای سود طولانیمدت بیندازد زیرا تقاضای کمتری برای اوراق بهادار در بازار وجود دارد.
اهمیت
تیپر بر هزینههای وامگیری، ارزش ارزها و حساسیت سرمایهگذاران در سراسر جهان تأثیر میگذارد. یک تیپر به خوبی ارتباطداده شده میتواند به بازگرداندن سیاست بدون ایجاد آشفتگی در بازار کمک کند، در حالی که تیپر غیرمنتظره یا پرتجربه ممکن است باعث افزایش تند نرخ و نوسان شود. به عنوان مثال، «تیپرگفتوگوی» فدرال رزرو آمریکا در سال 2013 منجر به افزایش قابل توجه نرخ اوراق قرضه خزانه دولتی شد و ارزهای بازارهای نوظهور را تحت تأثیر قرار داد زیرا سرمایهگذاران سرمایه را دوباره تخصیص میدادند. درک پویاییهای تیپر برای سیاستگذاران، مقامات مالی و کسبوکارهایی که نیاز دارند تغییرات در هزینههای تأمین مالی و شرایط اقتصادی را پیشبینی کنند، ضروری است.